صومالیلند؛ جغرافیای یک موقعیت حساس
صومالیلند با پایتختی هرگیسا، در شمالغرب صومالی واقع شده و حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. این منطقه از جنوب و غرب با اتیوپی، از شمالغرب با جیبوتی، از شمال با خلیج عدن و از شرق با پونتلند هممرز است. ساحل ۷۴۰ کیلومتری آن در خلیج عدن، صومالیلند را دقیقاً در یکی از حساسترین گذرگاههای تجارت جهانی قرار میدهد؛ جایی که ورودی بابالمندب به دریای سرخ و مسیر حیاتی کانال سوئز به هم میرسند. بندر بربره در همین نقطه، سالهاست کانون رقابت نفوذهای منطقهای و فرامنطقهای است و هر قدرتی که آن را در اختیار بگیرد، عملاً یک اهرم فشار استراتژیک در اختیار دارد.
استقلالی که جهان نپذیرفت، اما رها هم نکرد
پس از فروپاشی حکومت مرکزی صومالی در سال ۱۹۹۱ و برکناری محمد سیاد بری، صومالیلند بهصورت یکجانبه اعلام استقلال کرد. سه دهه گذشته، این منطقه با وجود داشتن دولت، ارتش، پلیس، پارلمان، قانون اساسی و حتی واحد پول مستقل، از سوی جامعه بینالملل به رسمیت شناخته نشده است. در همهپرسی سال ۲۰۰۱، بیش از ۹۷ درصد رأیدهندگان بر جدایی نهایی از صومالی تأکید کردند؛ پیامی روشن که هرگز به رسمیت رسمی تبدیل نشد، اما در عمل، صومالیلند مسیر خود را رفت.
ساختار سیاسی، جمعیتی و ثبات نسبی
جمعیت صومالیلند بر اساس برآوردها بین ۳.۵ تا ۶ میلیون نفر تخمین زده میشود. سه قبیله اصلی اسحاق، دیر و دارود ستونهای اجتماعی و سیاسی آن را شکل میدهند که اسحاق در مرکز، بیشترین نفوذ سیاسی را دارد. زبانهای رسمی صومالیایی، عربی و انگلیسی است و واحد پول آن شلن صومالیلند. این منطقه نسبت به صومالی مرکزی، از ثبات نسبی برخوردار بوده، هرچند تهدیدهای امنیتی الشباب و تنشهای سیاسی داخلی، همواره بهعنوان یک خطر بالقوه باقی ماندهاند. نظام سیاسی آن جمهوری است با رئیسجمهور، مجلس نمایندگان و مجلس سنا؛ ساختاری که برای اقلیمی بهرسمیتنشاختهنشده، کمسابقه و معنادار است.
انتخابات ۲۰۲۴ و تغییر چهره قدرت
در نوامبر ۲۰۲۴، عبدالرحمن محمد عبداللهی مشهور به «عرو»، با کسب ۶۳ درصد آرا، موسی بیهی عبدی رئیسجمهور وقت را شکست داد. این انتقال قدرت، بدون فروپاشی امنیتی و بحران داخلی، بار دیگر تصویری از ثبات نسبی صومالیلند ارائه داد؛ تصویری که برای بازیگران خارجی بسیار وسوسهبرانگیز است.
نقطه انفجار ماجرا؛ پیوند صومالیلند با پرونده فلسطین
اما آنچه صومالیلند را ناگهان به صدر اخبار آورد، نه انتخابات بود و نه بندر بربره؛ بلکه پیوند نام آن با یکی از حساسترین پروندههای جهان اسلام: فلسطین. انتشار بیانیهای از سوی اسرائیل در ماههای گذشته که احتمال به رسمیت شناختن صومالیلند از سوی آمریکا را به پذیرش ایده «کوچاندن اجباری فلسطینیها» گره میزد، زنگ خطر را برای موگادیشو و بسیاری از بازیگران منطقهای به صدا درآورد. هشدار رسمی دولت صومالی نشان داد که ماجرا فقط یک شناسایی دیپلماتیک نیست، بلکه میتواند مقدمه پروژهای خطرناک برای جابهجایی جمعیتی، مهندسی سیاسی و تثبیت نفوذ اسرائیل در شاخ آفریقا باشد.
جمعبندی؛ صومالیلند، فراتر از یک اقلیم فراموششده
به رسمیت شناختن صومالیلند توسط اسرائیل، اگر تأیید و تثبیت شود، نه یک اتفاق نمادین بلکه یک نقطه عطف ژئوپلیتیکی است. این اقدام میتواند معادلات بابالمندب، امنیت دریای سرخ، رقابت قدرتهای منطقهای و حتی آینده پرونده فلسطین را تحت تأثیر قرار دهد. صومالیلند دیگر فقط یک اقلیم جداافتاده نیست؛ به میدان بازی پروژههایی تبدیل شده که هر کدام پیامدهایی فراتر از مرزهای شاخ آفریقا دارند. اینجاست که باید پرسید: شناسایی صومالیلند، آغاز ثبات است یا پیشدرآمد بحرانی تازه در یکی از حساسترین نقاط جهان؟
این پرونده بهزودی ابعاد تازهتری پیدا میکند…
بدون نظر! اولین نفر باشید