دستاوردهای مذاکره با آمریکا؛ کالبدشکافی یک خطای تکرارشونده در سیاست خارجی ایران
مذاکره با آمریکا؛ بررسی یک مسیر پرهزینه در سیاست خارجی ایران
مذاکره با آمریکا سالهاست به یکی از پرتکرارترین و در عین حال مناقشهبرانگیزترین مفاهیم در فضای سیاسی و رسانهای ایران تبدیل شده است. هر بار که این عبارت وارد ادبیات رسمی میشود، موجی از امیدسازی، وعدههای اقتصادی و تحلیلهای خوشبینانه شکل میگیرد، اما واقعیتهای میدانی و تجربههای عملی، تصویر متفاوتی ارائه میدهند. تجربه نشان داده است که مذاکره با آمریکا نهتنها به کاهش فشار منجر نشده، بلکه در بسیاری از موارد همزمان با تشدید تحریمها و تهدیدها همراه بوده است.
مذاکره با آمریکا و تحریمهای همزمان؛ تناقض یا راهبرد؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره مذاکره با آمریکا این است که چرا همزمان با گفتوگوها، تحریمهای جدید اعمال میشود. در تازهترین نمونه، درست در روز برگزاری مذاکرات، وزارت خزانهداری ایالات متحده نام افراد و شرکتهای جدیدی را به فهرست تحریمها اضافه کرد. این رفتار نشان میدهد که مذاکره با آمریکا از نگاه واشنگتن، جایگزین فشار نیست، بلکه مکمل آن است.
تحریمهای همزمان با مذاکره، پیام روشنی دارند: آمریکا مذاکره را ابزاری برای مدیریت فشار میداند، نه راهی برای حل اختلاف. این الگو در سالهای گذشته بارها تکرار شده و به یک قاعده تبدیل شده است.
فرمان اجرایی پس از مذاکره با آمریکا؛ فشار فراتر از ایران
پس از هر دور مذاکره با آمریکا، معمولا شاهد اقدامات جدیدی از سوی کاخ سفید هستیم. صدور فرمان اجرایی برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، نمونهای روشن از این رویکرد است. این تصمیم نهتنها ایران، بلکه شرکای تجاری آن را هدف قرار میدهد و عملا محاصره اقتصادی را گسترش میدهد.
در چنین شرایطی، این سؤال مطرح میشود که اگر مذاکره با آمریکا قرار است گرهگشا باشد، چرا نتیجه عملی آن افزایش ابزارهای فشار است؟
نگاه رهبر انقلاب به مذاکره با آمریکا
رهبر انقلاب اسلامی بارها با صراحت نسبت به مذاکره با آمریکا هشدار دادهاند. از نگاه ایشان، مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی بنبست محض است؛ مسیری که برای طرف آمریکایی دستاورد تبلیغاتی دارد، اما برای ایران هزینهساز است. ایشان تأکید کردهاند که مذاکره با آمریکا نه سودی برای کشور دارد و نه مانع از ضرر میشود.
این موضعگیری، مبتنی بر تجربه تاریخی و شناخت رفتار آمریکا در قبال ایران است؛ رفتاری که در آن، تهدید و فشار همواره بر تعهد و احترام متقابل غلبه داشته است.
تهدیدپذیری؛ پیام پنهان مذاکره با آمریکا
یکی از خطرناکترین پیامدهای مذاکره با آمریکا تحت فشار، نهادینهشدن تهدیدپذیری است. وقتی مذاکره در شرایط تهدید انجام میشود، این پیام منتقل میشود که هر تهدیدی میتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند. این منطق، چرخهای بیپایان ایجاد میکند که انتهای آن مشخص نیست.
امروز تحریم، فردا تعرفه، پسفردا تهدید نظامی؛ این همان مسیری است که تجربه نشان داده با مذاکره از موضع ضعف آغاز میشود.
تجربه برجام؛ نمونه عینی نتایج مذاکره با آمریکا
برجام، بارزترین مثال برای بررسی نتایج مذاکره با آمریکا است. توافقی که با وعده لغو تحریمها امضا شد، اما در عمل با خروج یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمهای شدیدتر به پایان رسید. این تجربه نشان داد که حتی توافقهای رسمی و امضاشده نیز تضمینی برای پایبندی آمریکا نیستند.
پس از برجام، بسیاری از تحریمها با عناوین جدید بازگشتند و فشار اقتصادی بر ایران افزایش یافت؛ موضوعی که نشان میدهد مشکل در «نوع مذاکره» نبود، بلکه در «ماهیت طرف مذاکره» بود.
چرا برخی همچنان بر مذاکره با آمریکا اصرار دارند؟
با وجود این سابقه روشن، برخی جریانهای سیاسی همچنان مذاکره با آمریکا را تنها راهحل معرفی میکنند. این اصرار، یا ناشی از سادهانگاری است یا نادیدهگرفتن تجربههای گذشته. در هر دو حالت، هزینه آن متوجه منافع ملی و معیشت مردم میشود.
اصرار بر تکرار مسیری که بارها شکست خورده، نه نشانه واقعبینی سیاسی، بلکه نشانه فقدان تحلیل مبتنی بر تجربه است.
جمعبندی؛ آیا مذاکره با آمریکا راهحل است؟
در جمعبندی نهایی باید گفت مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی نه راهحل مشکلات اقتصادی است و نه ابزاری برای کاهش فشارهای سیاسی. تجربه نشان داده هر بار که مذاکره از موضع ضعف انجام شده، فشار افزایش یافته و تحریمها پیچیدهتر شدهاند.
سیاست خارجی موفق، نیازمند تکیه بر توان داخلی، عبرت از تجربههای گذشته و پرهیز از تکرار خطاهای پرهزینه است. مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل به تعهدات پایبند باشد؛ شرطی که در مورد آمریکا، بارها نقض شده است.
برجام؛ از توافق تا خروج آمریکا
نویسنده: سید محمد فاطمی
بدون نظر! اولین نفر باشید