بازگشت سایهها از حاشیه تاریخ
موسوی و کروبی پس از گذشت نزدیک به هفده سال از فتنه ۱۳۸۸، بار دیگر با انتشار بیانیههایی پرهیاهو اما بیمخاطب تلاش کردهاند خود را به متن تحولات سیاسی کشور بازگردانند؛ بازگشتی که نه از سر پایگاه اجتماعی، بلکه در امتداد پروژه فشار خارجی و همصدایی با تهدیدهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران قابل ارزیابی است.
تقریباً هفده سال از فتنهای میگذرد که با ادعای تقلب آغاز شد و با آشوب خیابانی، هتک حرمت به مقدسات و بازی در زمین دشمنان این سرزمین ادامه یافت. تقریباً هفده سال از فتنهای میگذرد که با ادعای تقلب آغاز شد و با آشوب خیابانی، هتک حرمت به مقدسات و بازی در زمین دشمنان این سرزمین ادامه یافت. فتنه ۱۳۸۸ نهتنها یک بحران انتخاباتی نبود، بلکه نقطه تلاقی جاهطلبی سیاسی، خطای محاسباتی و سوءاستفاده مستقیم دشمنان خارجی از شکافهای داخلی بود. امروز، پس از سالها انزوا و حذف عملی از متن جامعه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی بار دیگر با صدور بیانیههایی پرطمطراق اما تهی از واقعیت اجتماعی، تلاش دارند خود را بهعنوان «بدیل» یا «صدای معترض» بازتعریف کنند؛ تلاشی که بیش از هر چیز، یادآور التماس سیاسی برای دیدهشدن در معادلات خارجی است.
فتنهای که مردم پروندهاش را بستند
حضور میلیونی مردم ایران در ۹ دی ۱۳۸۸، نه یک راهپیمایی عادی بلکه رأی نهایی ملت به پایان عمر سیاسی سران فتنه بود. آن روز، جامعه ایران با صراحت اعلام کرد که اختلاف سیاسی، مجوز عبور از قانون و بازی با امنیت ملی نیست. موسوی و کروبی، برخلاف ادعاهای بعدیشان، نه قربانی که عامل اصلی تعمیق بحران بودند؛ بحرانی که مستقیماً از رسانههای غربی تغذیه میشد و در اتاقهای فکر آمریکا و اروپا تحلیل و هدایت میگردید.
بیانیههای بیمخاطب؛ بازگشت از سر استیصال
بیانیههای اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در واکنش به آشوبهای دیماه، بیش از آنکه واجد وزن سیاسی باشد، نشانهای از استیصال مزمن است. موسوی در ظاهر تلاش میکند ژست مخالفت با دخالت خارجی بگیرد، اما در فرامتن نوشتهاش، آشکارا نسخهای را تجویز میکند که سالهاست از زبان ترامپ، نتانیاهو و مقامات آمریکایی شنیده میشود:
-
تحریک خیابان
-
تداوم بیثباتی
-
فرسایش مشروعیت
-
و در نهایت، مشروعسازی فشار و حمله خارجی
دعوت به «اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه» در شرایطی که دشمن آشکارا از گزینه نظامی سخن میگوید، چیزی جز جادهصافکنی برای دخالت خارجی نیست.
تناقض وطندوستی و همصدایی با دشمن
نمیشود هم ژست وطندوستی گرفت و هم همان مسیری را پیشنهاد داد که اتاق جنگ آمریکا و اسرائیل دنبال میکند. تاریخ سیاسی جهان پر است از نمونههایی که بیثباتسازی داخلی، مقدمه مداخله خارجی شده است. موسوی بهخوبی میداند که تکرار آشوب، همان حلقه مفقودهای است که غرب برای تکمیل فشار علیه ایران نیاز دارد. اینجاست که سؤال اساسی مطرح میشود:
وطندوستی کجا و نسخهنویسی برای پروژه دشمن کجا؟
رافت نظام؛ واقعیتی که نادیده گرفته میشود
واقعیت غیرقابل انکار این است که موسوی و کروبی، حیات امروز خود را مدیون رأفت نظام جمهوری اسلامی هستند. مقایسه برخورد نظام با سران فتنه با نمونههای مشابه در کشورهای مدعی دموکراسی، پرده از استانداردهای دوگانه غرب برمیدارد.
-
در ترکیه، فتحالله گولن با شدیدترین برخوردها مواجه شد.
-
در عربستان، جمال خاشقچی به شکلی فجیع حذف شد.
-
در بسیاری از دموکراسیهای غربی، کوچکترین تهدید علیه امنیت ملی با برخوردهای سخت مواجه میشود.
این در حالی است که سران فتنه، با وجود نقش مستقیم در ایجاد بحران، از حداقل برخوردها بهرهمند شدند؛ نکتهای که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات سال ۱۳۹۳ به آن تصریح کردند.
کروبی؛ از رقابت با آرای باطله تا ادعای دموکراسی
اگر نوشتههای موسوی آمیختهای از توهم و لجاجت سیاسی است، مواضع مهدی کروبی بیشتر به لجبازی مزمن یک سیاستمدار شکستخورده شباهت دارد. کروبی که در انتخابات ۱۳۸۸ حتی از آرای باطله نیز عقب ماند، امروز سخن از همهپرسی و حق تعیین سرنوشت میگوید.«رفتار سیاسی موسوی و کروبی در سالهای اخیر نشان میدهد این دو چهره همچنان در تحلیل واقعیت جامعه ایران دچار خطای محاسباتی هستند.»
سؤال ساده است:
کسی که هنوز پس از نزدیک به دو دهه، شکست انتخاباتی خود را نپذیرفته، با چه صلاحیتی از دموکراسی سخن میگوید؟
همهپرسی؛ ابزار فشار یا مطالبه واقعی؟
دعوت به همهپرسی در ادبیات سیاسی، زمانی معنا دارد که از دل یک اجماع اجتماعی واقعی بیرون آمده باشد، نه از زبان چهرههایی که سالهاست از متن جامعه حذف شدهاند. مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات ۱۳۸۸، پاسخ روشنی به وزن اجتماعی موسوی و کروبی بود. حال چگونه افرادی که آن رأی را نپذیرفتند، امروز جمهوری اسلامی را به همهپرسی دعوت میکنند؟
هشدار به سادهلوحی داخلی
بیانیههای اخیر این دو چهره، بیش از هر کس باید زنگ خطر را برای برخی جریانهای سادهلوح در داخل کشور به صدا درآورد؛ جریاناتی که گمان میکنند میتوان با بزککردن چهرههای سوخته، امتیازی از نظام گرفت. تجربه نشان داده است که طناب پوسیده سران فتنه، نهتنها راه نجات نیست، بلکه هر بار حامیان جدید خود را نیز به قعر ناکامی میکشاند.«منتقدان معتقدند مواضع موسوی و کروبی عملاً در امتداد خواست رسانههای معاند و فشار خارجی قرار گرفته است.»
تاریخ مصرف گذشته یک پروژه
موسوی و کروبی، نه اپوزیسیون مؤثرند و نه نماینده مطالبه اجتماعی. آنچه امروز از آنان دیده میشود، تلاش نافرجام برای بازگشت به بازی از دروازه دشمن است. پروژهای که تاریخ مصرفش سالها پیش با حضور مردم در ۹ دی به پایان رسید.
واقعیت این است که ملت ایران راه خود را انتخاب کرده و صدای بیانیههای پرهیاهو اما بیمخاطب، دیگر توان تغییر معادلات این کشور را ندارد. «بررسی کارنامه موسوی و کروبی نشان میدهد شکاف میان ادعاهای آنان و خواست عمومی مردم، عمیق و ترمیمناپذیر است.»
نویسنده: سید محمد فاطمی
بدون نظر! اولین نفر باشید