شخصیت جهانی امیرالمؤمنین | 7 دلیل احترام همه ادیان به امام علی
شخصیت جهانی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب
امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب یک نام تاریخی یا یک چهره مذهبی محدود به یک آیین خاص نیست. او یک معیار است؛ معیاری برای سنجش انسانیت، عدالت، شرافت و حقیقت. سخن از شخصیتی است که مرزهای اعتقادی، مذهبی و حتی دینی را در هم میشکند و در نقطهای میایستد که همه انسانها، با هر باور و هر جهانبینی، ناچار به احترام و تعظیم در برابر او میشوند. علی متعلق به یک گروه خاص نیست؛ علی به همه تاریخ تعلق دارد.
اگر کسی مسلمان باشد، علی برای او امام عدالت و ایمان است. اگر شیعه باشد، علی ستون اعتقاد و راه زندگی است. اگر سنی باشد، علی قله فضیلت و شجاعت است. و اگر اساسا مسلمان هم نباشد، اگر حتی به هیچ دینی باور نداشته باشد، باز هم وقتی با علی آشنا شود، نمیتواند در برابر عظمت این شخصیت بیتفاوت بماند. این همان حقیقتی است که علی را از یک چهره تاریخی به یک حقیقت جهانی تبدیل میکند.
علی جمع اضداد نیست، جمع کمالات است. عدالت را تا آنجا پیش برد که حتی دشمنش هم نتوانست او را متهم به ظلم کند. قدرت را در اختیار داشت، اما اسیر قدرت نشد. شمشیر داشت، اما آن را ابزار انتقام نکرد. حکومت داشت، اما آن را نردبان دنیاطلبی نساخت. علی نشان داد میتوان حاکم بود و زاهد ماند، میتوان مقتدر بود و عادل زیست، میتوان در اوج قدرت بود و در نهایت تواضع.
چرا امام علی فراتر از مرزهای دین است
راز ماندگاری علی در همین جاست. او نه با تبلیغ، بلکه با عمل تاریخ را فتح کرد. نه با شعار، بلکه با رفتار دلها را تسخیر کرد. نه با تحمیل، بلکه با حقیقت انسانها را به احترام واداشت. به همین دلیل است که قرنها بعد، کسانی از دل ادیان دیگر، از دل فرهنگهای دیگر، از دل جغرافیای دیگر، به علی میرسند و عاشق میشوند.
جورج جرداق، نویسنده مسیحی، نمونهای روشن از این حقیقت است. انسانی که نه شیعه بود، نه مسلمان، اما وقتی با نهجالبلاغه آشنا شد، دیگر نتوانست از علی عبور کند. نهجالبلاغه او را به شخصیتی رساند که عدالت را فریاد میزند، انسانیت را تفسیر میکند و حق را بیملاحظه قدرت بیان میکند. نتیجه این آشنایی، کتابی شد که نامش خود یک بیانیه است: علی، صدای عدالت انسانی. این یعنی علی فراتر از مرز دین، زبان مشترک انسانیت است.
علی برای تاریخ یک حجت است. هر کس از عدالت حرف بزند، باید پاسخ بدهد که نسبتش با علی چیست. هر کس از حقوق انسان بگوید، باید بداند که علی قرنها پیش آن را زندگی کرده است. هر کس از مبارزه با ظلم سخن بگوید، باید بداند که علی در عمل هزینه این مبارزه را پرداخت. علی با شمشیرش فقط در میدان جنگ نجنگید؛ با عدالتش در برابر انحراف ایستاد، با تقوایش در برابر فساد، و با سکوتهای حسابشدهاش در برابر تحریف.
دنیای امروز که مدعی حقوق بشر است، اگر علی را بشناسد، شرمنده میشود. چون علی چیزی را مطالبه کرد که خود به آن عمل میکرد. علی چیزی را گفت که خودش پیش از دیگران به آن پایبند بود. علی هیچگاه عدالت را ابزار قدرت نکرد؛ قدرت را ابزار عدالت کرد. و این تفاوتی است که او را از همه مدعیان جدا میکند.
احترام ادیان و اندیشمندان جهان به امیرالمؤمنین
احترام جهانی به علی تصادفی نیست. این احترام محصول یک زندگی شفاف و صادقانه است. کسی که شبها نان بر دوش میگرفت و به در خانه یتیمان میرفت، نمیتواند فقط یک قهرمان مذهبی باشد. او یک الگوی انسانی است. کسی که در اوج حکومت، کفش پارهاش را با ارزشتر از قدرت میداند اگر عدالت در آن نباشد، فقط یک حاکم نیست؛ یک مکتب است.
علی حتی برای بیدینها هم قابل احترام است، چون با فطرت انسان سخن میگوید. فطرتی که عدالت را میفهمد، صداقت را میشناسد و در برابر بزرگی واقعی سر فرود میآورد. وقتی کسی علی را میشناسد، دیگر نمیتواند ظلم را توجیه کند، نمیتواند دروغ را بزک کند، نمیتواند حق را قربانی مصلحت کند.
عدالت علوی؛ زبان مشترک انسانیت
سیزدهم رجب، فقط سالروز تولد یک شخصیت تاریخی نیست. یادآوری تولد حقیقتی است که هنوز هم راه نشان میدهد. علی زنده است، چون عدالت هنوز زنده است. علی جاری است، چون حقیقت هنوز تشنه بیان است. علی خطرناک است برای همه کسانی که با ظلم کنار آمدهاند، چون علی آینهای است که چهره واقعی آنها را نشان میدهد.
امیرالمؤمنین متعلق به گذشته نیست. او معیار امروز و فرداست. هر جا سخن از انسانیت است، علی آنجاست. هر جا عدالت مطالبه میشود، علی زنده میشود. و هر جا حقیقت تحریف میشود، نام علی دوباره قد علم میکند. این است راز ماندگاری شخصیتی که اگر شیعه باشی، احترامش میکنی؛ اگر سنی باشی، تعظیمش میکنی؛ و اگر حتی به هیچ دینی باور نداشته باشی، وقتی او را بشناسی، ناچار به خضوع در برابر عظمتش میشوی.