برای این روزها؛ وقتی تداوم دولت پزشکیان به تهدیدی برای معیشت و امنیت ملی تبدیل میشود
بحران معیشت در ماههای اخیر به یکی از جدیترین و نگرانکنندهترین مسائل کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که زندگی روزمره میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده و ریشههای آن را باید در عملکرد دولت پزشکیان و انفعال نهادهای نظارتی جستوجو کرد. بیهیچ تعارف، ملاحظه یا پنهانکاری، مقصر اصلی وضعیت آشفته، ناپایدار و بهشدت دشوار معیشتی این روزهای کشور، دولت پزشکیان است. دولتی که بدون برنامه، بدون نقشه راه، بدون تیم اقتصادی منسجم و بدون بهرهگیری از نیروهای متفکر، انقلابی و کارآمد، با توهم اداره کشور بر سر کار آمد؛ توهمی که خیلی زود به واقعیتی تلخ برای میلیونها ایرانی تبدیل شد. ترکیب غالب مدیران این دولت، نه مدیران بحران، نه نیروهای سازنده و نه حتی کارگزاران حداقلی اداره کشور، بلکه مجموعهای از عناصر سیاسیکار، ناهماهنگ، پرمدعا، بیفکر، پرهزینه، نجومیبگیر و عمدتاً بدسابقهاند؛ افرادی که کارنامهشان بیش از آنکه نشانی از حل مسئله داشته باشد، مملو از حاشیه، ناکارآمدی و فرار از مسئولیت است. چنین مجموعهای نه توان اداره یک کشور در شرایط جنگ اقتصادی را دارد و نه حتی اراده لازم برای پذیرش مسئولیت پیامدهای تصمیمات خود.
دولت پزشکیان؛ توهم اداره کشور بدون برنامه و تیم کارآمد
در کنار دولت، نمیتوان از نقش مجلس و بهویژه رئیس قوه مقننه در شکلگیری و تشدید این وضعیت عبور کرد. مجلسی که باید در خط مقدم نظارت، مطالبهگری و دفاع از حقوق مردم باشد، عملاً بخش مهمی از وظایف قانونی خود را فدای «توهم وفاق» کرد؛ توهمی که نهتنها به اصلاح امور منجر نشد، بلکه دولت را در مسیر اشتباه خود جسورتر کرد. رئیس مجلس بهجای ایفای نقش راهبردی و نظارتی، در احاطه اطرافیانی کماطلاع، بیتجربه، خودبزرگبین، جاهطلب و سیاستزده، به تدریج از جایگاه یک رئیس قوه، به مالهکش خطاهای پیدرپی دولت تنزل یافت و حتی به نمایندگان فعال و انقلابی نیز اجازه نداد وظیفه قانونی خود را بهدرستی انجام دهند. خیال خام اینکه میتوان با ابزارهایی مانند کالابرگ، بحران عمیق معیشت ۸۵ میلیون ایرانی را مهار کرد، نشانهای روشن از فاصله جدی تصمیمگیران با واقعیتهای جامعه است.
ترکیب مدیریتی پرهزینه و بیارتباط با حل مسئله
در چنین شرایطی، در بسیاری از نظامهای سیاسی، مسیر امور به فروپاشی، بحران مشروعیت و حتی سقوط میانجامید؛ اما نظام جمهوری اسلامی ایران به برکت خون شهدا، پیوند عمیق مردم با اصل ولایت فقیه و سرمایه عظیم ایمانی جامعه، ایستادگی کرد. دفاع مقدس ۱۲روزه اخیر، بار دیگر نشان داد که علیرغم همه ضعفهای مدیریتی و ناکارآمدیهای اجرایی، بدنه ملت و ستونهای اعتقادی نظام، همچنان توان مقاومت، انسجام و پاسخ قاطع به تهدیدات خارجی را دارند. این واقعیت، دشمنان جمهوری اسلامی را بیش از پیش متوجه یک نکته کلیدی کرده است: ضربه زدن از بیرون کافی نیست، باید از درون فرسایش ایجاد کرد.
آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان اروپایی و منطقهای آنها که جز با تضعیف کامل یا سرنگونی جمهوری اسلامی آرام نخواهند گرفت، به این جمعبندی رسیدهاند که تداوم دولت پزشکیان میتواند نظام و جامعه را به نقطه ضعف جدی برساند و حتی بخشهایی از جامعه را در مقابل کلیت نظام اسلامی قرار دهد. از همین رو، با هدف تسریع این روند، «جوخههای نیروی پنجم رژیم» را در نقاط مختلف کشور فعال کردهاند؛ عناصری که در پوشش اعتراض به وضعیت افتضاح معیشتی ـ وضعیتی که محصول مستقیم عملکرد دولت چهاردهم و انفعال مجلس است ـ تلاش میکنند اعتراض اجتماعی را به آشوب، آشوب را به درگیری داخلی و در نهایت کشور را به ورطه بیثباتی و تضعیف ساختاری بکشانند.
تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان میدهد که در بزنگاههای مشابه، تصمیمهای بزرگ و شجاعانه، نهتنها موجب تضعیف نظام نشده، بلکه به احیای آن انجامیده است. مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۰، در شرایطی به وظیفه قانونی خود عمل کرد که کشور درگیر جنگ تحمیلی، پیشروی ارتش صدام در خاک ایران و فشارهای شدید داخلی و خارجی بود. با عزل رئیسجمهور وقت و پاکسازی ساختار اجرایی از عفونت بنیصدر و اطرافیان مفسد او، جمهوری اسلامی نهتنها آسیب ندید، بلکه با بازیابی سلامت تصمیمگیری، خالق حماسههای بزرگی چون فتحالمبین و الی بیتالمقدس شد. این تجربه تاریخی، یک درس روشن دارد: گاهی بقای نظام در گرو حذف عناصر ناکارآمد و مسئلهساز از رأس قوه اجرایی است.
ناکارآمدی استیضاحهای مقطعی
امروز نیز نشستن به امید اصلاح امور و بازگرداندن کشور به مسیر صحیح توسط دولت پزشکیان، بیخاصیتترین و پرهزینهترین انتخاب ممکن است. این دولت حتی اگر بخواهد هم نمیتواند گام مثبتی بردارد؛ چرا که بافت غالب مدیریت کلان آن، سابقه آشوبگری، عناد با نظام، فساد فکری، عقیدتی، اخلاقی و مالی و بیگانگی کامل با منطق حل مسئله دارد. این مجموعه، نهتنها توان ساختن ندارد، بلکه اساساً بلد نیست مسئله را بفهمد. دولتی که رئیس آن به «ندانستن، نداشتن و نتوانستن» افتخار میکند و بخش قابلتوجهی از انرژی خود را صرف منفیبافی، تزریق ناامیدی و بردن آبروی نظام در عرصههای ملی و بینالمللی میکند، نمیتواند سکاندار کشوری در این سطح از تهدید و فشار باشد.
بیتردید، مهار جوخههای ترور، تخریب و آشوب نیروی پنجم رژیم صهیونیستی ـ که این روزها فعالیت خود را در پوشش مطالبات معیشتی آغاز کردهاند ـ با مدد الهی و بهدست توانای نیروهای انتظامی و امنیتی کشور انجام خواهد شد؛ اما خطر اصلی و تهدید بنیادین برای کشور، نه این عناصر میدانی، بلکه تداوم دولت پزشکیان است که ناخواسته یا آگاهانه، بستر اجتماعی، روانی و اقتصادی لازم برای فعالیت آنها را فراهم میکند.
ضرورت تصمیم کلان برای حفظ منافع ملی
در این شرایط، راه نجات کشور بیش از هر زمان دیگری در دستان مجلس و نمایندگان مردم است. تجربه نشان داده است که استیضاحهای موردی و جابهجایی وزرا، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه در بسیاری موارد منجر به جایگزینی گزینههایی ضعیفتر و پرهزینهتر میشود. مسئله، یک یا دو وزیر نیست؛ مسئله، رأس قوه مجریه و منطق حاکم بر آن است. باید دندان لق را کند و کشور را از دست نالایقترین رئیسجمهور تاریخ ایران نجات داد.
توصیه رهبر انقلاب به حمایت از دولتها، یک وظیفه ذاتی و همیشگی در چارچوب حفظ ثبات کشور است و درباره همه دولتها ـ از دولت آقای هاشمی رفسنجانی تا دولت پزشکیان ـ انجام شده است؛ اما این توصیه به معنای چک سفیدامضا، تعطیلی عقلانیت و نادیدهگرفتن واقعیتها نیست. حمایت، زمانی معنا دارد که دولت گوش شنوا داشته باشد، قدردان همراهی مردم و نخبگان باشد و صادقانه از پیشنهادها و راهکارهای دلسوزان انقلاب استقبال کند؛ چیزی که در دولت فعلی، نشانی از آن دیده نمیشود.
امروز، تأخیر در تصمیم بزرگ، هزینهای بهمراتب سنگینتر از خود تصمیم دارد؛ و تاریخ، درباره این تعللها بیرحمانه قضاوت خواهد کرد.
بدون نظر! اولین نفر باشید