وقتی باکو نقاب میاندازد | حمایت رسانههای وابسته به دولت جمهوری آذربایجان از
از جنگ ۱۲ روزه تا اغتشاش
دیگر مسئله «تحلیل رسانهای» نیست؛ ما با یک پروژه آشکار، هدفمند و سازمانیافته مواجهایم. رسانهای که رسماً وابسته به ساخت قدرت در جمهوری آذربایجان است، امروز نه در مقام ناظر، که در جایگاه بازیگر مستقیم وارد میدان اغتشاش در ایران شده است. همان رسانهای که پیشتر، بیپروا و علنی، در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه از «لزوم حمله زمینی به ایران» سخن گفته بود، حالا با تغییر لباس، همان خط را از مسیر جنگ شناختی و آشوبسازی دنبال میکند.
این تغییر فرم، تغییر محتوا نیست؛ تغییر ابزار است. وقتی امکان حمله نظامی وجود ندارد، نوبت به حمله روایی میرسد. وقتی مرزها امن است، ذهنها را هدف میگیرند. و دقیقاً در همین نقطه است که رسانه همسر الهام علیاف، از قاب خبر خارج میشود و به اتاق عملیات جنگ ترکیبی تبدیل میگردد.
روایتسازی هدفمند؛ از اقتصاد تا تهمت امنیتی
در تازهترین پوشش خبری، این خبرگزاری رسمی، اعتراضات در ایران را نه بهعنوان یک پدیده اجتماعی قابل بررسی، بلکه بهمثابه فرصتی برای تسویهحساب سیاسی و امنیتی روایت میکند. آنها با ژستی بهظاهر دلسوزانه، ریشه اعتراضات را «وضعیت بد اقتصادی» معرفی میکنند، اما بلافاصله مسیر تحلیل را منحرف کرده و به شکلی عجیب و حسابشده، انگشت اتهام را نه به سمت سوءمدیریتهای داخلی دولتها، بلکه مستقیماً به سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشانه میروند.
اینجا دیگر بحث نقد اقتصادی نیست؛ این یک عملیات برچسبزنی امنیتی است. وقتی رسانهای خارجی، آن هم وابسته به یک دولت همسو با رژیم صهیونیستی، سپاه را «دولت موازی»، «کارتل اقتصادی» و خارج از نظام مالیاتی معرفی میکند، هدفش روشن است: تضعیف ستون امنیت ملی ایران از مسیر افکار عمومی.
دروغ بزرگ «دولت موازی»
ادعای فعالیت سپاه بهعنوان دولت موازی، یکی از نخنماشدهترین کلیدواژههای اتاقهای فکر غربی و صهیونیستی است؛ حالا این ادبیات، بیهیچ خجالتی، از دهان رسانه رسمی باکو خارج میشود. نسبتدادن کنترل بانکها، کشتیرانی، صادرات نفت و حتی اسلحه به سپاه، بدون ارائه حتی یک سند معتبر، نشان میدهد که هدف خبر نیست؛ هدف تخریب است.
این همان الگویی است که پیشتر علیه ایران در رسانههای آمریکایی و صهیونیستی اجرا شده و حالا نسخه بومیشده آن در باکو، با همان واژگان و همان خط، در حال بازتولید است. رسانهای که خود در کشوری با ساختار متمرکز، سرکوب رسانه مستقل و فقدان آزادی بیان فعالیت میکند، ناگهان مدافع «شفافیت اقتصادی» در ایران میشود؛ طنزی تلخ اما معنادار.
از جنگ ۱۲ روزه تا اغتشاش؛ استمرار دشمنی
نباید فراموش کرد این همان جریان رسانهای است که در اوج تنشها و در خلال جنگ ۱۲ روزه، صراحتاً از حمله زمینی به ایران سخن گفت. امروز که آن گزینه روی میز نیست، همان دشمنی در قالب حمایت از اغتشاش و روایتسازی از اعتراضات ادامه پیدا کرده است. این تغییر تاکتیک، نشانه عقبنشینی نیست؛ نشانه عبور به فاز پیچیدهتر تقابل است.
حمایت رسانهای از اغتشاش، مقدمه حمایت سیاسی است. حمایت سیاسی، مقدمه فشار امنیتی و دیپلماتیک. و این زنجیره دقیقاً همان چیزی است که طراحان جنگ ترکیبی دنبال میکنند.
اقتصاد؛ بهانهای برای پروژهسازی
هیچکس منکر مشکلات اقتصادی در ایران نیست؛ اما وقتی یک رسانه خارجیِ معاند، ناگهان مدعی دلسوزی برای معیشت مردم میشود، باید پرسید این دلسوزی از کجا آمده است؟ چرا همان رسانه درباره فقر، تبعیض و سرکوب در داخل جمهوری آذربایجان سکوت میکند؟ چرا اعتراض در ایران «حق مردم» است اما اعتراض در باکو «تهدید امنیت ملی»؟
پاسخ روشن است: اقتصاد در این روایت، نه مسئله، که ابزار است. بهانهای برای ضربهزدن به نهاد امنیتیای که اصلیترین مانع تحقق پروژههای دشمنان ایران در منطقه بوده است.
سپاه؛ هدف ثابت جنگ روایتها
سپاه پاسداران، بهواسطه نقش تعیینکنندهاش در امنیت ملی، مبارزه با تروریسم و ناکامگذاشتن پروژههای بیثباتسازی، همواره هدف ثابت جنگ رسانهای بوده است. از واشنگتن تا تلآویو، و حالا از باکو. همصدایی رسانههای وابسته به دولت جمهوری آذربایجان با همان ادبیات غربی، تصادفی نیست؛ این همراستایی، حاصل همپیمانیهای آشکار و پنهان است.
سکوت، دیگر گزینه نیست
وقتی یک رسانه رسمی خارجی، آشکارا از اغتشاش در ایران حمایت میکند و نهادهای حاکمیتی را بهدروغ متهم میسازد، سکوت دیگر «خویشتنداری» نیست؛ دعوت به تکرار است. افشای این پروژه، نه از سر هیجان، که از سر ضرورت امنیت ملی است.
مسئله فقط یک خبرگزاری نیست؛ مسئله خطی است که از تلآویو میگذرد، در باکو بازنشر میشود و هدفش تهران است. هر کس این زنجیره را نبیند، یا سادهلوح است یا خود بخشی از پروژه.
بدون نظر! اولین نفر باشید