چهار تصمیم موقت، یک بحران دائمی | وقتی اقتصاد با تعلیق اداره میشود
نشست برگزار شد، عکسها منتشر شد، تیترها زده شد؛ «نشست صمیمی رئیسجمهور با بازاریان». اما بازار، صمیمیت نمیخواهد؛ بازار نان میخواهد، ثبات میخواهد، عقلانیت میخواهد. آنچه در این جلسه گفته شد بیش از آنکه پیام امید باشد، سندی رسمی از عمق بنبست اقتصادی است؛ بنبستی که حالا دیگر نه با انکار، نه با فرافکنی و نه حتی با وعدههای کوتاهمدت پنهان نمیشود.
وقتی رئیسجمهور با افتخار از نقش تاریخی اصناف میگوید، از ایستادگی در جنگ ۱۲ روزه مثال میزند و از ناکامی دشمنان سخن به میان میآورد، ناخودآگاه این پرسش شکل میگیرد که اگر بازار اینقدر ستوندار و تعیینکننده است، چرا امروز به جایی رسیده که اجرای قانون برایش حکم طناب دار دارد؟ چرا اصناف برای بقا باید خواستار «تعلیق قانون» شوند، نه اصلاح آن؟
چهار توافق یا چهار اعتراف؟
چهار موردی که بهعنوان «توافق مهم دولت و مجلس» اعلام شد، در حقیقت چهار اعتراف رسمی است؛ اعتراف به اینکه سیاستهای مالیاتی، سامانهای و مجوزمحور شکست خوردهاند. تعلیق سامانه مودیان مالیاتی، توقف مالیات بر ارزش افزوده، تعلیق جرائم مالیاتی و توقف الزامات جدید در درگاه ملی مجوزها، هیچکدام نشانه حمایت نیستند؛ اینها نشانه عقبنشینیاند.
اگر سامانه مودیان ابزار شفافیت بود، چرا تعلیق شد؟ اگر مالیات بر ارزش افزوده عادلانه اخذ میشد، چرا متوقف شد؟ اگر جرائم مالیاتی منطقی بود، چرا بخشیده شد؟ و اگر درگاه مجوزها تسهیلگر بود، چرا الزامش متوقف شد؟ پاسخ روشن است: چون این سازوکارها بدون فهم واقعیت بازار، پشت میز طراحی شدند و حالا زیر بار واقعیت فرو ریختهاند.
تعلیق؛ مُسکنِ محبوب دولتها
تعلیق یکساله یعنی فرار از تصمیم سخت. یعنی انتقال بحران به آینده. یعنی اینکه دولت میداند مسیر غلط است، اما توان یا جسارت تغییر ریشهای را ندارد. اقتصاد با مُسکن زنده نمیماند. بازار با نفس مصنوعی سر پا نمیماند. آنچه امروز متوقف میشود، فردا با شدت بیشتر بازمیگردد؛ با انباشت خشم، بیاعتمادی و رکود عمیقتر.
بازاری که امروز برای تعلیق کف میزند، فردا برای اصلاح فریاد خواهد زد. چون مشکل بازار «زمان» نیست؛ «مسیر» است.
وارث مشکلات؟ یا ادامهدهنده همان مسیر؟
کلیدواژه تکراری «وارث مشکلات گذشتهایم» دیگر مصرف شده است. مردم و اصناف تفاوتی میان وارث و مالک قائل نیستند؛ کسی که امروز امضا میکند، مسئول است. دولت چهاردهم اگرچه مشکلات را از گذشته تحویل گرفته، اما امروز خودش تصمیمساز است. امروز خودش قانون اجرا میکند، مالیات میگیرد، سامانه راهاندازی میکند و مجوز صادر یا مسدود میکند.
نمیشود همزمان هم مجری بود، هم منتقدِ گذشته. بازار پاسخ امروز را میخواهد، نه روایت دیروز را.
بازار زیر آوار تصمیمات متناقض
بازار ایران زیر فشار همزمان چند تیغه له شده است؛ کاهش قدرت خرید مردم، رکود عمیق، هزینههای سربار، مالیاتهای چندلایه، بخشنامههای متناقض، سامانههای ناکارآمد و مجوزهای فرسایشی. در چنین شرایطی، تعلیق یک قانون نه گشایش، که اعتراف به بحران است.
بازار نمیگوید مالیات ندهیم؛ میگوید عادلانه بگیرید. نمیگوید شفافیت نمیخواهیم؛ میگوید شفافیت را ابزار فشار نکنید. نمیگوید قانون نباشد؛ میگوید قانون قابل اجرا باشد.
تعامل با مجلس یا تقسیم مسئولیت؟
تأکید بر هماهنگی دولت و مجلس وقتی معنا دارد که خروجی آن اصلاح قانون باشد، نه تعلیق موقت آن. وحدت اگر به اصلاح ساختار نینجامد، فقط تقسیم مسئولیت است؛ یعنی فردا هر دو بگویند «ما خواستیم، نشد».
اقتصاد ایران بیش از هر چیز قربانی تصمیمات نصفهنیمه است؛ نه آنقدر غلط که رسماً لغو شود، نه آنقدر درست که بایستد.
بازار، میدان شعار نیست
بازار با تیتر اداره نمیشود. با نشست صمیمی جان نمیگیرد. با وعده یکساله احیا نمیشود. اقتصاد شجاعت میخواهد؛ شجاعت اعتراف، شجاعت اصلاح، شجاعت حذف قوانین مزاحم و شجاعت کنار گذاشتن نگاه سامانهمحورِ بیجان.
چهار تصمیم اعلامشده شاید امروز التهاب را کم کند، اما اگر به اصلاح واقعی منتهی نشود، فردا دوباره همین اعتراضها، همین جلسات و همین وعدهها تکرار خواهد شد. بازار منتظر تعلیق نیست؛ منتظر تغییر مسیر است.
بدون نظر! اولین نفر باشید