معیشت مردم؛ از شعارهای تکراری تا واقعیتهای تلخ سفرهها | نقدی صریح بر وعدههای اقتصادی دولت
معیشت مردم دوباره به تیتر اول سخنان رئیسجمهور تبدیل شده است؛ جملهای آشنا که سالهاست از دهان مسئولان مختلف شنیدهایم و هر بار، فاصلهاش با واقعیت زندگی مردم بیشتر شده است. آقای پزشکیان میگویند «مهمترین موضوع برای من معیشت مردم است» و همزمان از اجرای قطعی طرح کالابرگ سخن میگویند؛ اما مسئله اینجاست که معیشت، با تکرار این جملهها اصلاح نمیشود. معیشت با کنترل تورم، مهار گرانی، ثبات اقتصادی و تصمیمات شجاعانه جان میگیرد، نه با بستههای حمایتی نمایشی که فقط برای مدتی کوتاه، آن هم بهصورت محدود، فشار را از دوش مردم کم میکند.
واقعیت معیشت را مردم هر روز در بازار لمس میکنند؛ در قیمت نان، برنج، گوشت، لبنیات، اجاره مسکن و هزینههای درمان. تورمی که بیوقفه در حال بلعیدن درآمدهاست، با کالابرگ مهار نمیشود. کالابرگی که عملا قدرت خرید ازدسترفته را بازنمیگرداند و بیشتر شبیه یک مُسکن کوتاهمدت است تا یک راهحل ریشهای. وقتی قیمتها هر هفته بالا میرود، وقتی حقوقها از تورم عقب ماندهاند، وقتی امنیت روانی اقتصادی وجود ندارد، چگونه میتوان از مردم انتظار داشت که با چند قلم کالای سهمیهبندیشده، احساس بهبود معیشت کنند؟
سؤال اصلی و فرارناپذیر این است: دولت با تورم چه برنامهای دارد؟ با افزایش افسارگسیخته قیمتها چه میکند؟ با شبکه تصمیمسازی و مدیریتیای که سالهاست خروجیاش فشار بیشتر بر مردم بوده، چه برخوردی صورت گرفته است؟ اگر معیشت مردم واقعا اولویت اول دولت است، این اولویت باید در عمل دیده شود؛ در اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی، در حذف رانتها، در پاسخگو کردن مدیرانی که تصمیماتشان مستقیما سفره مردم را کوچک کرده است. تا زمانی که عاملان اصلی نابسامانی اقتصادی بدون هزینه باقی بمانند، هیچ طرح حمایتی نمیتواند اعتماد عمومی را بازسازی کند.
رئیسجمهور از هزینه ۶ میلیارد دلاری واردات بنزین در شرایط سخت معیشتی انتقاد میکند؛ پرسشی درست، اما ناکامل. مردم حق دارند پرسشهای بزرگتری بپرسند؛ چرا وقتی فشار اقتصادی بر جامعه حداکثری است، نشانههای رفاه در زندگی برخی مسئولان و اطرافیانشان دیده میشود؟ چرا باید فاصله میان سطح زندگی تصمیمگیران و مردم عادی تا این اندازه عمیق و آزاردهنده باشد؟ نگویید این هزینهها از جیب مردم نیست؛ در اقتصادی که تورم، نتیجه مستقیم سیاستها و تصمیمات کلان است، هر نوع بیمبالاتی در سبک زندگی مسئولان، مستقیم یا غیرمستقیم به اعتماد عمومی ضربه میزند.
مسئله فقط بنزین نیست، فقط کالابرگ نیست، فقط یک جمله یا یک مصاحبه نیست. مسئله، شکاف عمیق میان «گفتار» و «کردار» است؛ شکافی که مردم آن را با تمام وجود حس میکنند. مردمی که سالهاست زیر بار گرانی خم شدهاند، دیگر با وعده و تیتر قانع نمیشوند. آنها نتیجه میخواهند؛ نتیجهای که در ثبات قیمتها، در قابل پیشبینی شدن بازار، در احساس امنیت اقتصادی و در عدالت در تصمیمگیریها دیده شود.
معیشت مردم با شجاعت سیاسی ترمیم میشود، نه با شعار. با اصلاح واقعی اقتصاد، نه با وصلهپینههای موقت. با برخورد صریح با ناکارآمدی و رانت، نه با جابهجایی کلمات. تا زمانی که این مسیر طی نشود، هر بار که «معیشت مردم» بهعنوان مهمترین اولویت اعلام میشود، برای بسیاری از مردم نه امیدآفرین، بلکه یادآور وعدههایی است که بارها شنیدهاند و کمتر نتیجهاش را دیدهاند.
بدون نظر! اولین نفر باشید