ضربه از درون؛ وقتی سپر، خودش تیغ میشود
بیایید صادق باشیم، بیپرده، بیتعارف و بیملاحظه. امروز که اقتصاد کشور زیر فشار بیسابقه تورم، بازار رهاشده، معیشت مردم به تنگنای خفهکننده رسیده و هر تصمیم شتابزده اثر روانی و اجتماعی عمیقی ایجاد میکند، سؤال اصلی این است: عامل واقعی این فاجعه کیست؟ پاسخ ساده نیست و نباید سادهسازی شود. نه پزشکیان مسئول است، نه همتی، نه فرزین، نه نوری قزلچه و نه حتی دولت موسوم به «وفاق». اینها همه نقش مجری دارند، نه علت اصلی. معلولاند، نه علت. ریشه بحران دقیقاً همانجایی است که بسیاری عامدانه نمیخواهند ببینند. مقصر اصلی وضعیت فعلی، شخص محمدباقر قالیباف است؛ کسی که نه بهواسطه بیکفایتی صرف، بلکه با عملکرد خود، مسیر نادرست مدیریت کشور را تثبیت کرده و باعث تداوم بحرانهای اقتصادی و سیاسی شده است.
ریشه بحران؛ وقتی معلولها جای علت مینشینند
ماجرا از همان نقطه آغاز شد که قالیباف با ورود ناصواب و خودمحورانه به انتخابات، جبهه انقلاب را دچار انشقاق کرد. این تصمیم نه فقط یک اشتباه سیاسی ساده نبود، بلکه شکاف ساخت، تفرقه کاشت و سرمایه اجتماعی نیروهای انقلابی را دود کرد. نتیجه چه شد؟ از دل آن اختلاف، دولتی بیرون آمد که از روز اول علیل، ضعیف، بیبرنامه و متکی بر بدهبستانهای سیاسی بود، نه گفتمان انقلابی. این اتفاق نه تصادفی بود و نه محصول شرایط عینی؛ بلکه پیامد مستقیم یک تصمیم شخصی بود که منافع فردی را بر مصالح ملی و انقلابی ترجیح داد.
انشقاق انتخاباتی؛ نقطه آغاز دولت علیل
اما قصه به این نقطه ختم نشد. امروز همان فرد در جایگاه ریاست مجلس قرار دارد و بهجای آنکه مجلس را به ابزار نظارت، اصلاح و مطالبهگری واقعی تبدیل کند، آن را به ضربهگیر دولت بدل کرده است. سپری براق، خوشسخن و پرطمطراق که جلوی هرگونه فشار، سؤال و استیضاح واقعی ایستاده و در عمل، نظارت را به یک شوخی آییننامهای تبدیل کرده است. مجلسی که باید در رأس امور باشد و نماینده واقعی مردم باشد، به حاشیه رانده شده تا دولت در سایه حمایت «کاپیتان»، هر تصمیمی که خواست بگیرد، هر خطایی که خواست مرتکب شود و هر هزینهای که خواست بر دوش مردم بیندازد. استیضاحها پیش از تولد خنثی میشوند، سؤالها بیاثر میگردند و نظارت واقعی قربانی مصلحتاندیشیهای سیاسی و حسابگری شخصی میشود.
مجلس در حاشیه؛ وقتی نظارت به مهار ناکارآمدی تبدیل میشود
این دیگر اسمش تدبیر نیست. این مهار نظارت است، قفل کردن ابزار اصلاح، محافظت از ناکارآمدی و استمرار بیبرنامگی. وقتی رئیس مجلس بهجای دفاع از معیشت مردم و نظارت بر عملکرد دولت، محافظ سیاسی آن تبدیل میشود، نتیجه آن تورم افسارگسیخته، بیثباتی بازار، کاهش قدرت خرید مردم، نابودی کسبوکارهای کوچک، افزایش فشار روانی بر خانوادهها و تشدید بیعدالتیهای اقتصادی است که امروز شاهد آن هستیم.
مسئله نقش است، نه شخص
مسئله شخص نیست؛ مسئله نقش است. نقش کسی که با یک تصمیم غلط، زمینه تولد این دولت علیل را فراهم کرد و امروز نیز با رفتارهای محافظهکارانه و حسابگرانه مانع برخورد مجلس با ناکارآمدیها میشود. چنین فردی نمیتواند از مسئولیت شانه خالی کند. مسئولیت او فراتر از اداره یک مجلس یا یک نهاد اجرایی است؛ مسئولیت او تاریخی و ملی است.
آقای کاپیتان قالیباف! انقلاب با مماشات، حفظ صندلی و تعارف سیاسی زنده نمانده است. خون شهدا برای «مدیریت تعادلی» و حفظ موقعیت سیاسی داده نشده است. شهدا برای این نرفتند که مجلس، حیاط خلوت دولت شود و نظارت، قربانی مصلحتسنجیهای جناحی و فردی گردد. سؤال روشن است و بینیاز از هیاهو و تریبون و بیانیه: جواب خون شهدا را چه خواهی داد؟ تاریخ، اهل فریب نیست؛ تاریخ، عملکرد را ثبت میکند. عملکردی که امروز زیر ذرهبین ملت است، عملکردی که تورم، بیبرنامگی، فشار اقتصادی و رهاشدگی بازار محصول آن است.
اقتصاد، امنیت روانی مردم و اعتماد اجتماعی محصول تصمیمات کلان و هدایت ساختاری است. وقتی سپر تبدیل به تیغ میشود و نظارت به مهار ناکارآمدی، طبیعی است که جامعه زیر فشار روانی، اقتصادی و اجتماعی خرد شود. وقتی قوانین و ابزارهای اصلاح، قربانی مصلحت سیاسی میشوند، نتیجه آن چیزی نیست جز بیاعتمادی عمومی، کاهش سرمایه اجتماعی و تشدید بحرانهای اقتصادی.
از ورود ناصواب به انتخابات تا امروز، زنجیرهای از تصمیمات و عملکردها باعث شده که دولت علیل، بیبرنامه و وابسته به روابط سیاسی، هر روز آسیب بیشتری به معیشت مردم وارد کند. تورم از کنترل خارج شده، بازار رها شده، قیمتها جهش کرده و مردم زیر بار فشار اقتصادی له شدهاند. تمام اینها نشانه یک چرخه ناکارآمدی است که توسط مدیریتی محافظهکار و حسابگرانه تثبیت شده است.
سؤال تاریخی؛ جواب خون شهدا چیست؟
به همین دلیل است که نمیتوان گفت مشکل فقط دولت است؛ مشکل، عملکرد و نقش کلیدی قالیباف در ایجاد، تثبیت و حفاظت از این ساختار ناکارآمد است. او با تصمیماتش مسیر اصلاح را مسدود کرده و هرگونه تلاش مجلس برای اعمال نظارت واقعی را خنثی کرده است. در چنین شرایطی، سؤال تنها این است: چه کسی پاسخگوی مردم خواهد بود؟ چه کسی مسئولیت تاریخی و ملی خود را میپذیرد؟
آقای قالیباف! امروز ملت، تاریخ و خون شهدا زیر ذرهبین شما هستند. پاسخ شما به این بحران، نه فقط عملکرد سیاسی، بلکه آزمون وفاداری به انقلاب، نظام و خون شهدا است. آیا مجلس قرار است ابزار اصلاح باشد یا سپر محافظ ناکارآمدی؟ آیا نظارت واقعی اعمال خواهد شد یا مهار آن ادامه پیدا خواهد کرد؟ اینها سؤالهایی هستند که زمان و تاریخ پاسخ خواهند داد و امروز زیر چشم ملت در جریاناند.
بدون نظر! اولین نفر باشید