هم میهن و اصلاحاتنیوز؛ وقتی عقدهها تیتر میشوند و واقعیت را وارونه میکنند
هممیهن و اصلاحاتنیوز که از نقدهای مستدل و عمیق دکتر جلیلی نسبت به حسن روحانی به شدت برآشفته شدهاند، این بار هم دست به کار شدهاند.
دست به برونریزی عقدههای روانیشان زدهاند و با صدایی بلند و متوهمانه پرسیدهاند: «دکتر جلیلی از جان مردم چه میخواهد؟»
آقایان! همان جان مردم که این روزها از فشار گرانی سرسامآور به لب آمده، نفسشان به شماره افتاده و شرمنده خانه و سفره خود هستند، منظور شماست؟
همان مردمی که در برابر تورم افسارگسیخته، بیثباتی اقتصادی، فساد گسترده، بیتدبیری و ضعف مدیریتی، سر خم کردهاند، منظور شماست؟
از کی تا به حال حسن روحانی با آن سابقه مشعشع در ویران کردن کشور و قتل عام تدبیر و امید، جان مردم شده است؟ چگونه ممکن است کسی که دهها میلیون انسان را با سیاستهایش به زانو درآورد و امید را از دلها بیرون کشید، حالا سخنگوی جان مردم شود؟ واقعیت این است که نقد دکتر جلیلی، نه شعار و ترفند رسانهای است و نه بازی سیاسی. نقد او انعکاس درد ملت است. انعکاس اعتراض به حکومتی است که سالها امنیت اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی مردم را قربانی مصلحتها و منافع سیاسی کرد. این نقد، چراغی است که روشن میکند ضعفها، بیتدبیریها و فسادهایی که در پشت پرده پنهان مانده است. وقتی معاویه و عمروعاص از روشنگریهای عمّار به ستوه میآیند، به بوقهایشان دستور میدهند تیتر بزنند: «یاران علی از جان مردم چه میخواهند؟!» این همان بازی همیشگی است؛ تحریف حقیقت، وارونه کردن واقعیت و پوشاندن بیکفایتی و فساد. تاریخ بارها ثابت کرده است؛ هرگاه صدای حقیقت بلند شد، کسانی که از قدرت سوءاستفاده میکنند، دست به تحریف، تهدید و دروغپراکنی زدهاند. آیا مردم فراموش کردهاند چه کسانی اقتصاد را به زانو درآوردند؟ چه کسانی امیدها را نابود کردند؟ چه کسانی امنیت و آرامش جامعه را قربانی تصمیمات اشتباه و منفعتطلبانه خود کردند؟ این همان چیزی است که آقایان از آن چشم میپوشند، اما مردم هر روز آن را لمس میکنند. دکتر جلیلی از جان مردم چه میخواهد؟ همان چیزی که اصلاحطلبان و رسانههایشان تاب دیدنش را ندارند: عدالت، امنیت، رفاه، استقلال و حکمرانی شایسته و مسئولانه. او از جان مردم چیزی جز زندگی عادی، نفس راحت، امنیت واقعی و آیندهای روشن نمیخواهد. اما این سادهترین حق مردم برای کسانی که سالها قدرت را ابزار منافع شخصی و جناحی کردهاند، تاب آورده نیست. تیترها و حملات رسانهای، نه نقد است و نه بحث؛ فقط انعکاس ترس و وحشت کسانی است که منافع خود را بالاتر از جان مردم میدانند، کسانی که صدای عدالت و حقیقت را تهدید میبینند و آن را با عقده و دروغ پاسخ میدهند. این همان چیزی است که موجب شد تیتر بسازند و پرسش بیمبنا مطرح کنند؛ تلاش برای وارونه جلوه دادن واقعیت، برای خاموش کردن صدای حق و برای توجیه بیکفایتی و ناکارآمدی خود.
این یادداشت توسط سید محمد فاطمی نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی و رسانهای نوشته شده است.
بدون نظر! اولین نفر باشید