سکوت معنادار بخش روحانیت، چرا حوزههای علمیه ساکتند؟
پرسشی که این روزها بهصورت جدی در ذهن بخش قابلتوجهی از جامعه شکل گرفته، نه از سر هیجان و نه بر پایه فضاسازی رسانهای، بلکه برآمده از یک نگرانی واقعی و انباشته است. در مقطعی قرار داریم که از یکسو، نشانههای آشکار سهلانگاری، بیتوجهی و حتی در مواردی رفتارهای مخرب برخی مسئولان نسبت به ارزشهای بنیادین اسلامی بهویژه مسئله حجاب قابل انکار نیست و از سوی دیگر، فشار بیامان تورم، گرانی و ناامنی معیشتی، زندگی مردم، خصوصاً اقشار ضعیف و مستضعف را به مرحله فرسایشی و نگرانکنندهای رسانده است.
در چنین شرایطی، نگاهها بهطور طبیعی متوجه نهادهایی میشود که همواره در حافظه تاریخی ملت ایران، در صف نخست دفاع از دین، اخلاق، عدالت اجتماعی و حمایت از محرومان قرار داشتهاند؛ یعنی حوزههای علمیه. نهادی که نهتنها خاستگاه اندیشه دینی و انقلابی بوده، بلکه در بزنگاههای حساس، زبان گویای مطالبات مردم و تکیهگاه اخلاقی جامعه محسوب میشده است.
اکنون اما این پرسش با صدای بلند مطرح میشود که چرا این نهاد ریشهدار و اثرگذار، در برابر این حجم از انحراف، فشار و بیعدالتی، تا این اندازه کمصدا و کمتحرک به نظر میرسد؟
البته روشن است که نقد حاضر ناظر به کلیت حوزههاست و نادیده گرفتن اعتراضها، هشدارها و مواضع شجاعانه معدود روحانیون دغدغهمند و برخی خطبای دلسوز نماز جمعه، نه منصفانه است و نه واقعبینانه. اما سخن از «کلیت فضا»ست؛ از سکوتی که پررنگتر از صداها به چشم میآید و از انفعالی که با پیشینه تاریخی حوزهها همخوانی ندارد. حوزههای علمیه همواره خود را جزئی از مردم دانستهاند، نه ناظر بیرونی یا نهاد تشریفاتی. حوزه، زمانی اعتبار اجتماعی یافته که در کنار درد مردم ایستاده، از حق مظلوم دفاع کرده و در برابر انحراف صاحبان قدرت، بیمحابا زبان به اعتراض گشوده است. امروز اما این نگرانی جدی وجود دارد که استمرار این سکوت، ناخواسته به ایجاد شکاف میان مردم و حوزه بینجامد؛ شکافی که ترمیم آن نه آسان است و نه کمهزینه. مردمی که فشار معیشت را با گوشت و پوست خود لمس میکنند و همزمان شاهد عقبنشینی از ارزشهای دینی هستند، انتظار دارند صدای روشنی از حوزهها بشنوند؛ صدایی که هم از عدالت بگوید و هم از دین، هم از حجاب و هم از نان. این سکوت، خواه ناخواه پرسش های عمیقتری را نیز بهدنبال میآورد.
آیا بخشی از حوزهها گرفتار نوعی اختلال در محاسبات شدهاند؟ آیا «وفاق» بهعنوان مفهومی که قرار بود ابزار همافزایی باشد، به ویروسی مسری تبدیل شده که هرگونه نقد صریح و مطالبهگری جدی را به حاشیه رانده است؟ یا خدای ناکرده باید این انفعال را نشانهای از نفوذ تدریجی نوعی سکولاریسم خزنده دانست که میکوشد حوزه را از نقش اجتماعی و انقلابی خود تهی کرده و به نهادی خنثی و بیمسئولیت تقلیل دهد؟ مسئله دقیقاً همینجاست. حوزهای که نسبت به معیشت مردم بیتفاوت جلوه کند، یا در برابر تضعیف آشکار ارزشهای دینی سکوت پیشه سازد، ناخواسته سرمایه عظیم اعتماد عمومی را فرسایش میدهد. این مسیر، اگر ادامه یابد، نهتنها به تضعیف جایگاه حوزهها منجر میشود، بلکه به زیان دین، جامعه و آینده کشور خواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگر، انتظار از حوزههای علمیه بازگشت فعال، مسئولانه و شجاعانه به صحنه است؛ بازگشتی که نه از سر دعواهای جناحی، بلکه بر پایه تکلیف شرعی، مسئولیت اجتماعی و دفاع صریح از حق مردم و ارزشهای اسلامی شکل بگیرد. سکوت در چنین شرایطی، نه بیطرفی است و نه عقلانیت؛ بلکه میتواند بهتدریج به استحالهای خاموش بینجامد که هزینه آن را هم حوزه خواهد داد و هم جامعه.
این یادداشت توسط سید محمد فاطمی نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی و رسانهای نوشته شده است.
بدون نظر! اولین نفر باشید