بدون تقاص رها نمیکنیم؛ اعترافی که پردهها را کنار زد
جنگ معیشتی امریکا علیه مردم ایران چگونه طراحی شد؟
جنگ معیشتی امریکا علیه مردم ایران دیگر یک ادعا یا تحلیل سیاسی نیست؛ اعترافی است که اینبار از تریبون رسمی اجلاس داووس بیان شد. وقتی وزیر خزانهداری ایالات متحده با افتخار از کشاندن مردم ایران به خیابانها بدون شلیک حتی یک گلوله سخن میگوید، پرده از راهبردی برمیدارد که سالها پشت واژههای فریبنده تحریم پنهان شده بود.
راهبرد فشار حداکثری، در ذات خود راهبردی اقتصادی نبود؛ یک پروژه امنیتی ـ اجتماعی با هدف فروپاشی درونی بود. تحریم، تنها ابزار بود؛ هدف اصلی، ایجاد شکاف، تشدید نارضایتی و در نهایت بیثباتسازی بود. اما تجربه نشان داد که فشار اقتصادی بهتنهایی نمیتواند جامعهای ریشهدار و دارای حافظه تاریخی را به آشوب سازمانیافته بکشاند. به همین دلیل، این پروژه از یک نقطه به بعد نیازمند «عامل میدانی» شد؛ عاملی که نه از دل اعتراض اجتماعی، بلکه از دل شبکههای خشونتطلب و هستههای سازمانیافته تروریستی بیرون آمد.
واقعیت میدانی حوادث اخیر بهروشنی نشان داد که آنچه رخ داد، ادامه طبیعی مطالبات اقتصادی یا اجتماعی نبود. اعتراض، حتی اگر گسترده باشد، منطق، الگو و رفتار خود را دارد. اما حمله همزمان به مراکز درمانی، مساجد، مدارس، بانکها، فروشگاههای زنجیرهای، انبارهای کالاهای اساسی و شبکه توزیع معیشتی مردم، هیچ نسبتی با اعتراض مدنی ندارد. این سطح از تخریب، این دقت در انتخاب اهداف و این هماهنگی در زمان و مکان، تنها از عهده هستههای آموزشدیده و هدایتشده برمیآید؛ همان هستههایی که ارتباطشان با سرویسهای امنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی امروز حتی از زبان برخی مهرههای وابسته به خودشان نیز پنهان نمیشود.
نقش هستههای خشونتطلب در اجرای جنگ معیشتی امریکا علیه مردم ایران
نکته مهمتر آن است که در آغاز این وقایع، رویکرد حاکمیتی بر پایه مدارا و مدیریت مسالمتآمیز بود. نیروهای انتظامی و امنیتی، در روزها و حتی شبهای ابتدایی، مأمور به خویشتنداری بودند. دولت نیز همزمان مسیر گفتوگو با اصناف و اقشار مختلف را در پیش گرفت و شخص رئیسجمهور پای شنیدن مطالبات نشست. فضای عمومی کشور، با همه دشواریهای اقتصادی، در حال اداره شدن بود. این وضعیت، دقیقاً همان چیزی بود که اتاقهای فکر خارجی را نگران کرد؛ زیرا پروژهای که قرار بود با فشار معیشتی به اغتشاش منجر شود، در حال خنثی شدن بود.
در چنین شرایطی بود که فاز دوم پروژه فعال شد: تسریع خشونت. هستههای مسلح تروریستی به میدان آمدند تا نقش کاتالیزگر را ایفا کنند؛ فضا را ملتهب کنند، مرز اعتراض و آشوب را بشکنند و امنیت عمومی را هدف بگیرند. نتیجه، ریخته شدن خون بیش از سه هزار انسان بود؛ آماری که بخش عمده آن را نیروهای حافظ امنیت و شهروندان عادی تشکیل میدهند؛ مردمی که نه معترض بودند و نه آشوبگر، بلکه قربانی تروریسم کور و سازمانیافته شدند.
جنگ معیشتی امریکا علیه مردم ایران و هدفگیری مستقیم معیشت
حمله مستقیم به معیشت مردم، یکی از شاخصترین نشانههای این طراحی بود. آتش زدن بیش از ۴۰۰ مرکز توزیع کالاهای اساسی، اخلال در انبارها و جلوگیری از رساندن کالا به دست مصرفکننده، نه از سر خشم لحظهای که با برنامهای دقیق انجام شد. این اقدام، تکمیلکننده همان سیاستی بود که طراحان تحریم سالها دنبالش بودند: فشار اقتصادی از بیرون و ناامنسازی از درون. اعترافات اخیر برخی چهرههای تجزیهطلب وابسته نیز نشان داد که در بعضی مناطق، این شبکهها حتی وارد درگیری مسلحانه مستقیم با نیروهای امنیتی شده بودند.
امروز دیگر تصویر کاملاً روشن است. متهم اصلی، همان دولتها و نهادهایی هستند که در اجلاسهای جهانی، با وقاحت از طرحهای خود پرده برمیدارند؛ همانهایی که در قرن بیستویکم، آدمربایی دولتی را عادیسازی کردهاند، سابقه رفتوآمد به کانونهای فساد جهانی دارند و جنگهای نیابتی را به ابزار سیاست خارجی خود تبدیل کردهاند. همانهایی که بهصراحت اعلام میکنند «کارهای کثیف» خود را به رژیم صهیونیستی واگذار کردهاند و سگ هار منطقه را علیه ملتها میشورانند.
در کنار این طراحان خارجی، مزدوران داخلی نیز قرار دارند؛ کسانی که دانسته یا نادانسته، در زمین پروژهای بازی کردند که بهای آن را جان و امنیت مردم پرداخت. تاریخ نشان داده است که ملت ایران، در برابر چنین دسیسههایی، نه فراموشکار است و نه بیتفاوت. خون ریختهشده، مطالبهگر است و حافظه جمعی این ملت، اجازه نخواهد داد طراحان و مجریان این جنایت، پشت میزهای شیک دیپلماتیک یا شعارهای حقوق بشری پنهان شوند.
چرا جنگ معیشتی امریکا علیه مردم ایران بدون تقاص نخواهد ماند؟
این یک هشدار احساسی نیست؛ بیانی از یک واقعیت تاریخی است. آنان که دستشان به خون مردم ایران آلوده است، چه در اتاقهای فکر فرامرزی و چه در شبکههای مزدور داخلی، بدون تقاص رها نخواهند شد. این، قاعده نانوشته تاریخ ملتهاست؛ قاعدهای که بارها و بارها خود را اثبات کرده است.
نویسنده: سید محمد فاطمی
بدون نظر! اولین نفر باشید