اینترنت؛ فناوری ارتباطی یا تکنولوژی جنگی
امنیت فضای مجازی ایران، بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای حاکمیت ملی، در دهه اخیر با چالشهای جدی روبهرو شده است. رشد سریع شبکههای اجتماعی، وابستگی به پلتفرمهای خارجی و استفاده گسترده از اینترنت، فرصتهای اقتصادی و فرهنگی ایجاد کرده اما همزمان تهدیدات امنیتی بزرگی نیز به وجود آورده است. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف امنیت فضای مجازی ایران، چالشها و راهکارهای مدیریت آن میپردازیم.
اینترنت پدیدهای است که در بحران، از یک فناوری ارتباطی به یک تکنولوژی جنگی تغییر ماهیت میدهد. این پدیده در اثنای جنگ جهانی دوم، زیر نظر نیروهای نظامی ایالات متحده خلق شد و سرنوشت جنگ را با اطلاعات رمزگذاریشدهای که کشف میکرد، تغییر داد. فناوریهای ارتباطی مبتنی بر اینترنت، کارکردهای متنوعی برای توسعه رفاه بشری دارند، اما این تنها یک سوی سکه است. سوی دیگر، کارکردهایی است که امنیت جوامع را تحت تأثیر قرار میدهند و دستاوردهایی سیاسی و حتی جنگی دارند. بنابراین نباید اینترنت را یک پدیده تکبعدی در نظر گرفت. اینترنت ماهیتی چندبعدی و متغیر دارد که در میان این ابعاد، بعد نظامی و امنیتی آن در درجه اول اهمیت قرار میگیرد. همانطور که ایالات متحده به عنوان قدرت اول فناوریهای ارتباطی جهان، مدیریت اینترنت را بر نهادهای نظامی خود واگذار کرده و هرگونه تصمیمگیری درباره امروز و فردای این حوزه را به آنها سپرده است.
اهمیت امنیت فضای مجازی ایران
اینترنت فارغ از متغیر بودن ماهیتش، مستقیماً توسط ایالات متحده کنترل میشود تا تصمیم بگیرد در شرایط زمانی و مکانی کشورهای مختلف، کدام بعد اینترنت فعال شود. ما در شرایطی قرار داریم که اینترنت در کشور ما دائماً در حال تغییر عملکرد است؛ گاهی به شدت سیاسی و امنیتی میشود به حدی که امنیت اجتماعی و افکار عمومی جامعه را دچار دگرگونی میکند و گاهی ابعاد اقتصادی و رفاهی آن توسعه مییابد و کارکردهایی رضایتبخش ارائه میدهد.
بنابراین، با توجه به اینکه ما در یک جنگ ترکیبی قرار گرفتهایم و عنصر اصلی آن به اینترنت متکی است، لازم است توجه کنیم که قطع اینترنت به مثابه قطع بازوی عملیاتی دشمن عمل میکند. اگرچه از نظر اقتصادی و رفاهی چالشهایی دارد، اما در شرایط فعلی که سلطه همهجانبه دشمن بر فضای اینترنت حاکم است، تصمیم دیگری وجود ندارد که بتواند امنیت و وحدت جامعه را تضمین نماید.
نقش شبکههای اجتماعی در جنگ شناختی
اینترنت و شبکههای اجتماعی، خصوصاً در شرایط بحرانی، نه تنها خنثی عمل نمیکنند، بلکه به طور کاملاً جهتدار و هدفمند فعال هستند. فارغ از پروژهها و برنامههای خصمانهای که دشمن از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی اجرا میکند، کارکرد دیگر این پدیده برای دشمن، امکان ذهنیتسازی و مشاهده وضعیت فکری و رفتاری جامعه ایران است. این کارکرد به دشمن کمک میکند دائماً نقشهها و استراتژیهای خود را اصلاح و ارتقاء دهد.
در جهان امروز، اینترنت و شبکههای اجتماعی کارکردی دو سویه دارند: از یک طرف محتوا طبق الگوریتمهای توسعه یافته با هوش مصنوعی، در جامعه وایرال میشود و از طرف دیگر رفتارها و ذهنیت کاربران از طریق همان الگوریتمها برای دشمن کشف میشود. بنابراین دشمن میتواند همه چیز را کنترل کند؛ اینکه در چه زمانی، در چه مکان، در چه گروه سنی و با چه باورها و ذهنیتهایی، چه تعاملی با محتواها صورت گرفته و بر اساس آن، تصمیمات خود را اتخاذ کند.
قطع اینترنت و پیامدهای امنیتی
امروز قطعی اینترنت دشمن را با فقر اطلاعاتی مواجه کرده و امکان قضاوت درباره وضعیت جامعه ایران را از او سلب کرده است. دشمن بدون دادهها و تحلیلهای دیجیتال، نمیتواند تصمیمات دقیقی درباره پیشبرد پروژههای خود بگیرد. به همین دلیل، امکان تداوم مدیریت اغتشاشات برای دشمن از بین رفته و نمیتواند پروژههای خود را بهدرستی اجرا کند.
قطع اینترنت همچنین موجب شد که نیروهای مزدور وابسته به خارج فلج شوند، هرچند ظرفیتهای دفاع مدنی از انقلاب نیز محدود شد. حکمرانی فضای مجازی باید به گونهای بازسازی شود که هم امکان ارتباطات و هماهنگی مردمی حفظ شود و هم از سوءاستفاده دشمن جلوگیری گردد.
آثار اقتصادی و رفاهی قطع اینترنت
اگرچه اینترنت بینالمللی در کشور قطع شده، اما تمامی زیرساختهای اصلی کشور فعال هستند و حمل و نقل اینترنتی، نقل و انتقالات بانکی و مهمترین سامانههای کشور بدون مشکل فعالیت میکنند. دانشگاهها نیز آموزشهای خود را ادامه میدهند.
اما کسبوکارهای وابسته به اینترنت دچار اختلال جدی شدهاند و متحمل زیان میشوند. این ریسکها علاوه بر تحریمهای اقتصادی، تحت تهدیدات دشمن نیز هستند و مجبورند در فضایی فعالیت کنند که گاهی ضرورت سیاسی و امنیتی قطع اینترنت را تحمیل میکند. اگرچه کوتاهمدت، خسارتهایی به کسبوکارها وارد میشود، اما این هزینهها از خسارتهای سنگینتر و تهدیدات امنیتی جلوگیری میکند.
نقش امنیت فضای مجازی ایران در زیرساختها
در دهه ۹۰، زیرساختهای کشور با منافع غرب گره زده شد. سیاستهایی مانند ارز ترجیحی و حکمرانی نادرست فضای مجازی، بستری برای نارضایتی اقتصادی و اجتماعی ایجاد کردند. وابستگی به پلتفرمهای خارجی و تکیه به قدرت خارجی به جای توانمندی داخلی، موجب کاهش اعتماد و احساس بیاعتمادی در جامعه شد. این شرایط باعث شد دشمن بتواند از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی، ذهن و رفتار جامعه را رصد و مدیریت کند.
ضرورت حکمرانی ملی بر فضای مجازی
حاکمیت بر فضای مجازی دیگر یک مشکل فرعی نیست؛ بلکه مسأله اصلی امنیت ملی کشور است. از حوادث ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ مشخص شد که عدم کنترل بر فضای مجازی، هزینههای سنگینی در بر دارد و زمینهساز ناآرامیها و آسیب اجتماعی میشود. امروز فرصتی است تا تصمیمهای بزرگ برای ساماندهی فضای مجازی و پیشگیری از آسیبهای آینده اتخاذ شود.
امنیت فضای مجازی ایران و شبکههای اجتماعی
کنترل و مدیریت فضای مجازی در بحران امری متداول و اجتنابناپذیر است. کشورهای پیشرفته مانند چین، آمریکا و روسیه نیز از سیستمهای نظارت متمرکز، هوش مصنوعی، ارائه محتوای رسمی و قوانین سختگیرانه بهره میبرند. غفلت در مدیریت فضای مجازی میتواند به انتشار شایعات، افزایش اضطراب، ناآرامیها و تفرقهافکنی منجر شود.
در ایران، شبکههایی مانند تلگرام و اینستاگرام بدون محدودیت عمل میکردند و بستر اصلی ایجاد بحران و نارضایتی در کشور بودند. با قطعی اینترنت، درصد بالایی از التهابات کاهش یافت و فضا تحت کنترل قرار گرفت.
ایجاد ظرفیت ملی و بومیسازی اقتصاد دیجیتال
زندگی و اقتصاد مردم نباید به بسترهای تحت کنترل دشمن وابسته باشد. بومیسازی اقتصاد دیجیتال از طریق ایجاد پلتفرمهای ملی، هوش مصنوعی، سرویسهای ابری داخلی و استانداردهای امنیتی ملی، میتواند امنیت سایبری را افزایش دهد، فرصتهای شغلی ایجاد کند و استقلال اقتصادی و سیاسی کشور را تقویت نماید.
این رویکرد همچنین امکان کنترل محتوا، حذف محتوای مضر و ترویج ارزشهای فرهنگی ملی را فراهم میآورد. بستر داخلی میتواند سریعتر و کارآمدتر عمل کند و در شرایط بحرانی نیز به حیات خود ادامه دهد بدون اینکه به یک بحران جدید تبدیل شود.
لزوم پاسخگویی مخالفان گذشته
کسانی که در گذشته با طرحهای ساماندهی فضای مجازی مخالفت کردهاند، باید پاسخگوی وضعیت امروز باشند. این طرحها میتوانستند از دسترسی دشمن به اطلاعات جلوگیری کرده و امکان هماهنگی نیروهای مردمی در برابر تهدیدات را فراهم کنند. عدم پذیرش این طرحها باعث شد که وضعیت نابسامان و هرج و مرج در فضای مجازی، زمینه فعالیت دشمن را فراهم آورد.
تثبیت ضدروایتها
برای مواجهه کارآمد با سونامی دروغپراکنی، باید از هماکنون ضدروایتها در جامعه تثبیت شوند. ماشین جنگ ترکیبی جریان معارض، حجم گستردهای از طرحهای خود را برای بهرهگیری از شبکهها و پیامرسانها آماده کرده بود که با سیاست قطع اینترنت، این سناریوها در حالت انتظار قرار گرفتند. در آینده، اگر اینترنت به حالت سابق بازگردد، این سناریوها فعال خواهند شد و بحرانهای جدید ایجاد میکنند.
جمعبندی
اینترنت، فارغ از نقش ظاهری آن به عنوان یک فناوری ارتباطی، در بحرانها و شرایط جنگ ترکیبی، به یک ابزار امنیتی و حتی جنگی تبدیل میشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده که سلطه بیچون و چرای ایالات متحده بر اینترنت جهانی، امکان کنترل افکار و رفتار مردم کشورهای هدف را به دشمن میدهد و این سلطه، تهدیدی جدی برای امنیت ملی محسوب میشود.
شبکههای اجتماعی و فضای مجازی دو سویه عمل میکنند؛ هم ابزار اطلاعرسانی و رفاهاند و هم مکانیزمی برای رصد و تحلیل رفتارهای اجتماعی. دشمن با بهرهگیری از این قابلیتها، قادر است بحرانها و ناآرامیها را برنامهریزی و مدیریت کند. بنابراین، سیاستهای سلبی مانند قطع اینترنت در شرایط بحرانی، هرچند با هزینه اقتصادی و رفاهی همراه است، از نظر امنیتی ضروری و حیاتی است و امکان فلج کردن عملیات دشمن و کنترل فضای اجتماعی را فراهم میکند.
با این حال، تجربهها نشان میدهد که وابستگی زیرساختها و اقتصاد دیجیتال به پلتفرمها و خدمات خارجی، یکی از عوامل اصلی آسیبپذیری کشور بوده است. راهکار اصلی، بومیسازی اقتصاد دیجیتال و ایجاد پلتفرمهای داخلی و امن است تا هم استقلال اقتصادی و سیاسی حفظ شود و هم مدیریت فضای مجازی در شرایط بحران امکانپذیر گردد.
در نهایت، تجربه سالهای اخیر بر ضرورت حاکمیت ملی بر فضای مجازی، ساماندهی قوانین و توسعه فناوریهای داخلی تأکید میکند. این اقدامات نه تنها امنیت ملی را تضمین میکنند، بلکه زمینه توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور را نیز فراهم میآورند و مانع سوءاستفاده دشمن از ابزارهای دیجیتال میشوند.
https://www.cisa.gov/cybersecurity
https://www.enisa.europa.eu/topics/csirt-cert-services
نویسنده: سید محمد فاطمی
بدون نظر! اولین نفر باشید