تلویزیون اینترنتی موازی با صداوسیما؛ ۷ نگرانی درباره مرجعیت رسانهای
تلویزیون اینترنتی موازی با صداوسیما؛ مسئله از کجا آغاز میشود؟
بحث درباره تلویزیون اینترنتی موازی با صداوسیما در روزهای اخیر، پرسشهایی درباره مرجعیت رسانهای، منابع عمومی و ساختار حکمرانی رسانهای در ایران ایجاد کرده است.
در روزهای اخیر، بحثهایی درباره احتمال راهاندازی یک تلویزیون اینترنتی با سرمایهگذاری قابلتوجه و خارج از ساختار رسانهای موجود مطرح شده است؛ موضوعی که فارغ از نام اشخاص و جزئیات طرح، پرسشهای مهمی درباره مرجعیت رسانهای، نحوه هزینهکرد منابع عمومی و سازوکار حکمرانی رسانه در جمهوری اسلامی ایران ایجاد میکند.
مسئله اصلی اینجاست که آیا ایجاد یک ساختار رسانهای جدید در کنار صداوسیما میتواند به اصلاح مشکلات موجود و افزایش تنوع رسانهای کمک کند یا آنکه در عمل، به شکلگیری یک ساختار موازی و تضعیف جایگاه رسانه رسمی نظام منجر خواهد شد؟
رسانه موازی یا اصلاح ساختار موجود؟
صداوسیما طی سالهای گذشته با انتقادهای مختلفی درباره کیفیت تولید محتوا، شیوه روایت رویدادها، جذب مخاطب و رقابت با رسانههای جدید روبهرو بوده است. این انتقادها را نمیتوان نادیده گرفت و اصلاح عملکرد رسانه ملی ضرورتی جدی است.
با این حال، منتقدان ایجاد یک رسانه بزرگ و جدید در کنار ساختار رسمی معتقدند راهحل ضعفهای صداوسیما، لزوماً ایجاد یک رقیب در داخل ساختار حکمرانی نیست؛ بلکه میتوان با اصلاح مدیریتی، ارتقای کیفیت محتوا، استفاده از فناوریهای نوین و بازنگری در الگوی ارتباط با مخاطب، جایگاه رسانه ملی را تقویت کرد.
از این منظر، پرسش مهمتر از اصل ایجاد یک تلویزیون اینترنتی، درباره جایگاه حقوقی، منبع تأمین مالی، سازوکار نظارت و نسبت آن با ساختار رسمی حکمرانی رسانهای کشور است.
تلویزیون اینترنتی موازی با صداوسیما و مسئله منابع عمومی
هرگاه سخن از پروژهای با هزینههای سنگین و استفاده از منابع عمومی به میان میآید، شفافیت باید در مرکز توجه قرار گیرد.
مخاطبان و افکار عمومی حق دارند بدانند چنین طرحی با چه مبنای قانونی، چه ساختار نظارتی، چه منابع مالی و با چه مأموریتی شکل میگیرد. اگر قرار باشد منابع عمومی برای ایجاد یک ساختار رسانهای جدید هزینه شود، طبیعی است که درباره ضرورت آن، خروجی مورد انتظار، سازوکار پاسخگویی و نسبت آن با ساختارهای موجود توضیح روشنی ارائه شود.
در چنین شرایطی، شفافیت مالی و حقوقی نه مانع فعالیت رسانهای، بلکه شرط اعتماد عمومی به آن خواهد بود.
رسانه موازی با صداوسیما چه پیامدهایی دارد؟
بحث تلویزیون اینترنتی را نمیتوان جدا از مسئله بزرگتر حکمرانی فضای مجازی در ایران بررسی کرد.
رسانههای اینترنتی، پلتفرمهای ویدئویی، شبکههای اجتماعی و سرویسهای پخش آنلاین، اکنون بخش مهمی از میدان رقابت برای شکلدهی به افکار عمومی را در اختیار دارند. بنابراین هر تصمیم درباره ایجاد یک رسانه جدید، عملاً بخشی از معماری رسانهای کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
از همین رو، اگر تصمیمی با آثار ملی و گسترده درباره رسانه و فضای مجازی اتخاذ شود، انتظار میرود سازوکارهای قانونی و نهادهای مسئول در این حوزه نیز نقش خود را بهصورت شفاف ایفا کنند.
نگرانی از شکلگیری دوگانگی رسانهای
یکی از مهمترین نگرانیهایی که در این زمینه مطرح میشود، احتمال شکلگیری دو مرجع رسانهای قدرتمند و موازی است.
در چنین شرایطی ممکن است به جای آنکه یک ساختار رسانهای رسمی با اصلاحات اساسی، خود را با تغییرات فناوری و نیازهای نسل جدید هماهنگ کند، منابع و ظرفیتهای کشور میان چند ساختار تقسیم شود.
این وضعیت میتواند به رقابت درونساختاری، پراکندگی منابع و حتی شکلگیری روایتهای متفاوت از مسائل مهم کشور منجر شود.
البته تفاوت در روایت رسانهای لزوماً به معنای تهدید نیست؛ اما زمانی که ساختارهای موازی بدون مرزبندی روشن حقوقی، مأموریتی و نظارتی شکل بگیرند، احتمال بروز تعارض، ابهام در مسئولیت و کاهش اعتماد مخاطب افزایش خواهد یافت.
هشدار درباره «نفاق اجتماعی و سیاسی»
در ادبیات دینی و سیاسی جمهوری اسلامی، مفهوم نفاق تنها به رفتار فردی محدود نمیشود و گاهی از «نفاق اجتماعی و سیاسی» نیز سخن گفته شده است.
آیتالله جوادی آملی در مباحث تفسیری خود درباره سوره منافقون، بر ابعاد اجتماعی و سیاسی نفاق و آثار آن در جامعه تأکید کردهاند و نسبت به رفتارهایی که به کارشکنی اجتماعی و سیاسی منجر میشود هشدار دادهاند.
با این حال، تطبیق این مفاهیم بر افراد یا پروژههای مشخص، نیازمند شواهد روشن و بررسی دقیق است و نمیتوان صرفاً بر اساس اختلاف رسانهای یا سیاسی، اشخاص را منافق یا عامل نفوذ معرفی کرد.
آنچه میتوان بهصورت عمومی از این بحث نتیجه گرفت، ضرورت هوشیاری در برابر هر فرآیندی است که ممکن است به افزایش شکاف اجتماعی، بیاعتمادی عمومی یا تضعیف انسجام ملی منجر شود.
نفوذ؛ مسئلهای که نباید با اتهامزنی اشتباه گرفته شود
موضوع نفوذ نیز از جمله مسائلی است که در سالهای اخیر در ادبیات سیاسی کشور مورد توجه قرار گرفته است.
نفوذ واقعی میتواند ابعاد سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی، فرهنگی و رسانهای داشته باشد؛ اما مقابله با آن نیز نیازمند تحلیل مستند و شواهد قابل بررسی است.
نسبت دادن عنوان «نفوذ» یا «عملیات نرم» به یک پروژه رسانهای بدون ارائه مستندات کافی، میتواند خود به کاهش اعتبار تحلیل منجر شود. بنابراین بهتر است به جای قضاوت شتابزده درباره اشخاص، تمرکز بر ساختار، منابع مالی، فرایند تصمیمگیری، ارتباطات سازمانی و آثار واقعی پروژه باشد.
آیا تلویزیون اینترنتی جدید میتواند به رسانه ملی کمک کند؟
واقعیت این است که صداوسیما نیز مانند هر نهاد بزرگ دیگری با چالشها و ضعفهایی مواجه است. کاهش بخشی از مخاطبان، تغییر الگوی مصرف رسانهای، رشد شبکههای اجتماعی و افزایش رقابت رسانههای برخط، شرایط جدیدی را ایجاد کرده است.
اما پاسخ به این تحولات نمیتواند صرفاً نادیده گرفتن رسانه ملی باشد.
اصلاح صداوسیما باید از درون آغاز شود: افزایش کیفیت تولیدات، استفاده جدیتر از فناوریهای هوش مصنوعی و رسانههای نوین، شناخت دقیقتر مخاطب، تقویت روزنامهنگاری حرفهای، افزایش سرعت واکنش به رویدادها و ایجاد اعتماد بیشتر میان رسانه و جامعه.
اگر هدف، تقویت جبهه رسانهای کشور است، باید به جای فرسایش ساختارهای موجود، زمینه اصلاح و نوسازی آنها فراهم شود.
مرجعیت رسانهای چگونه حفظ میشود؟
مرجعیت رسانهای را نمیتوان صرفاً با بودجه یا ساختار اداری حفظ کرد. مرجعیت زمانی شکل میگیرد که مخاطب یک رسانه را سریع، معتبر، حرفهای، قابل اعتماد و پاسخگو بداند.
به همین دلیل، اگر قرار است جایگاه رسانه رسمی کشور حفظ شود، مهمترین راهکار افزایش کیفیت و اعتماد عمومی است.
ایجاد ساختارهای جدید بدون حل ریشهای مشکلات موجود، ممکن است تنها صورت مسئله را تغییر دهد. در مقابل، اصلاح واقعی رسانه ملی میتواند هم پاسخگوی منتقدان باشد و هم جایگاه آن را در برابر رسانههای رقیب تقویت کند.
جمعبندی؛ آینده تلویزیون اینترنتی موازی با صداوسیما
بحث درباره راهاندازی تلویزیون اینترنتی جدید را نباید صرفاً به اختلاف میان چند جریان سیاسی تقلیل داد. موضوع اصلی، معماری آینده رسانه در ایران است.
اگر چنین طرحی واقعاً در دستور کار قرار دارد، انتظار منطقی این است که ابعاد حقوقی، مالی، مدیریتی و نظارتی آن برای افکار عمومی روشن شود. همچنین باید مشخص شود که این ساختار قرار است مکمل رسانه ملی باشد یا بهعنوان یک ساختار موازی و رقیب فعالیت کند.
حفظ نظام و تقویت انسجام ملی، نیازمند رسانهای قدرتمند، حرفهای و مورد اعتماد مردم است. صداوسیما نیز برای ایفای چنین نقشی باید خود را با شرایط جدید رسانهای و تغییر رفتار مخاطبان هماهنگ کند.
در نهایت، راه مقابله با نفوذ، تفرقه و عملیات شناختی، افزایش اعتماد عمومی، شفافیت، حرفهایگری و تقویت مرجعیت رسانهای داخلی است. اگر قرار است رسانه رسمی کشور همچنان نقش محوری خود را حفظ کند، اصلاح و نوسازی آن باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا در عصر شبکهها، مرجعیت رسانهای بیش از آنکه با دستور حفظ شود، با اعتماد مخاطب ساخته میشود.
نویسنده: سید محمد فاطمی
https://farsi.khamenei.irجریان نفوذ از قدرت رسانه نفوذ دشمنجریان نفوذی بیگانه در رسانهها داریم
نظم جدید خاورمیانه؛ ۷ تحول مهم و نقش ایران در بازتعریف موازنه قدرت منطقهای (۲۰۲۶)
5 واقعیت درباره جریان نفوذ در رسانه، اقتصاد و امنیت در ایران
تحلیل ایران ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ | ۵ سناریوی مهم مذاکرات هستهای و بحران